کروبی یک آخوند است. این ویژگی از او یک مبارز پیگیر ساخته است. نمی دانم این شهامت و ایستادن در مقابل ماشین هولناک و ویرانگر موجود ریشه در آخوند بودن او و تفکرات و آموخته هایش دارد یا ریشه در لر بودنش. انصافاً در دو دهه اخیر هیچ کس اندازه کروبی در زمینه حقوق فردی و حقوق اقلیت های ایران مبارزه و تلاش نکرده است. نهادهای حقوق بشری در خواب هستند! چرا مبارزه و تکاپوی کروبی را نمی بینند و از او به عنوان یک شخصیت جهانی تجلیل نمی کنند. کروبی به گواه نامه ها و بیانیه هایش هرگز در دو دهه اخیر سکوت نکرده است. اصولاً کروبی دو دهه اخیر با کروبی دهه های قبل و با هیچ روشنفکر و اصلاح طلب دیگری قابل مقایسه نیست. از هر کسی که مورد ظلم قرار گرفت و مظلوم واقع شد، دفاع کرد. هرگز توجهی به مرام و مسلک کسی نکرده از بهاییان و الحق و جنبش های زنان دفاع کرده است. برای صوفیه تا پای جان ایستاد.
کروبی یک روحانی مذهبی است که مدافع سرسخت دیگراندیشان است و این از عجایب روزگار است! کافی است به نام هایی که به حمایت از این شیخ بزرگ اعلامیه دادند و صریح یا ضمنی حمایت کردند نگاهی بیندازیم. جناب آقای دکتر تابنده قطب سلسله نعمت الهی گنابادی رجل ملی- مذهبی، آقا سید نظام مشعشعی بزرگ االحق، دکتر بابک احمدی، دکتر سروش، دکتر جواد طباطبایی و ... دهها اسم دیگر با گرایش های متفاوب و نه لزوماً متعارض در میان حامیان کروبی هستند. چتر اندیشه و شخصیت باید چنان فراخ باشد تا مردانی چنین سترگ به حمایت برخیزند و این ویژگی کروبی است. این شخصیت های بزرگ که بزرگی خود را در طول یک عمر زندگی، مبارزه، طرد و منکوب شدن حفظ کرده اند بی جهت به کروبی نظر نداشته اند. آن ها سیاست زده نیستند. هرگز بازی های سیاسی و دسته بندی های خلق الساعه را مبنای ائتلاف خود قرار نداده اند. آن ها به صداقت کروبی در راه پایبندی به شعارهایش ایمان دارند.
تخریب کروبی تنها یکی از فجایع انتخابات دهم نبود. تخریب دیگراندیشان هدف متقلبان بود و هولناکی فاجعه اینجاست. آن ها می خواستند دیگر گروه های مذهبی و عقیدتی را که در طول سه دهه به انحاء مختلف سرکوب کرده بودند، این بار به شکلی وسیع تر و توهین آمیزتر و وقیح تر لگد مال کنند. چه کسی می پذیرد که آراء کروبی حدود300000 هزار رای باشد، در حالی که میلیون ها نفر درویش و الحق در ایران زندگی می کنند و این گروه ها سر در پی پیر و مولای خود دارند. یا تعداد جنبش زنان و جنبش های فکری و عقیدتی دیگر را یا قومیت های کرد و لر را یا مردم مناطق اهل تسنن را نادیده بگیرند.
بدون شک تقلب در اعلام میزان واقعی آراء کروبی با هدف کوبیدن جبهه دیگراندیشی به عنوان آخرین حلقه سرکوب هرگز فراموش نخواهد شد.
کروبی همچنان برای نظرات و اندیشه های صوابش ایستادگی و پایمردی می کند. اعلامیه می دهد. حرف می زند. تخریب می شود و کتک می خورد. انگار جانش را سر دست گرفته و به میدان آمده است. دیروز خواندم و دیدم که چه بی حرمتی از او شده است. سرش شکسته بودند و عمامه اش را درآورده بودند. و با همه این ها هیچ اتفاقی نیفتاد. هرگز اسلام به خطر نیفتد و کروبی نیز یک گام پس نگذاشت.
مطمئن هستم این مرد نه از ننگ نام می هراسد و نه در پی جاه و مقام دارد. از این که در وطنم هنوز مرد نفس می کشد به خود می بالم.